خرید بک لینک
یکی از دانش آموزانش به نام حسین، پسری زیبا رو و بلند قامت بود و به خاطر جُسه و قامتش بر نیمکت آخر کلاس می نشست. حسین در درس املاهمیشه با مشکل مواجه بود. همیشه نمرات پایینی کسب میکرد .و همین عامل اعتماد بنفسش را بسیار کم کرده بود. آقای نورادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام حیدری تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1396 ساعت: 22:33

خانم ساداتیان فرمودند:رضا دانش آموزی گوشه گیر بود و به سوالاتم پاسخ نمیداد و مدام به فکر فرو میرفت وهمچنین موقع خواندن او متوجه شدم که لکنت زبان نیز دارد.من با مشاهده ی رفتار او تصمیم گرفتم... تصمیم گرفتم موضوع را با آقای احمدی ،مدیر مدرسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام حیدری تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1396 ساعت: 22:33

از او سوال کردم ،چرا برای ثبت نام نمیایی ،گفت؛من دوست ندارم ،5 دقیقه بعد معاون و مدیر مدرسه پیش دانش آموز رفتند و او را به اجبار به مدرسه آوردند،دانش آموز خوب کلاس به این خوبی ،بچه های و با انگیزه مشکلت چیه؟ چرا به مدرسه نمیایی،مدرسه جای درسه باید باسواد بشی . گفت؛نه،من تنهایی جنگل را دوست دارم،بید پیش بز و گوسفند بروم. معلم با خودش فکر کرد چاره ای اندیشید و گفت؛بهتر اینکه پیش بزهایش برویم،به اتفاادامه مطلب

برچسب: همدلی, نویسنده: پرهام حیدری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:52

تجربه های آموزشی در طی سالیان تدریس بسیار زیاد هست که هر یک از آنها می تواند به عنوان بالهایی ارزشمند در جریان آموزش و یادگیری محسوب شوند. یکی از تجربه ها این بود که در سال ۸۵ در مقطع تحصیلی پنجم دبستان دانش آموزی داشتم که هم از لحاظ هوشی و هم از لحاظ بدنی یک سر و گردن از سایر دانش آموزان بالاتر بود.در همان ابتدای ورود به مدرسه متوجه رفتار و کار هایش بودم و او را تحت نظر داشتم .در اکثر درس ها خصوصادامه مطلب

برچسب: وجود,قانون, نویسنده: پرهام حیدری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:52

خاطره یا تجربه ای که قرار است برای شما نقل کنم در مورد یکی از دانش آموزان پایه اول ابتدایی می باشد که در سال چهارم فعالیتم با این دانش اموز کلاس داشتم و به نظر خود بنده تجربه بسیار جالبی می باشد.در سال 1393 بنده بعد از سه سال تدریس در شهرستان عباس آباد، کارهای انتقالی بنده به خوبی طی شد و به بابلسر منتقل شدم، با وجود اینکه 20 روز از آغاز سال تحصیلی می گذشت اما بنده چون تا حالا تجربه کار در این پادامه مطلب

برچسب: تجربه, نویسنده: پرهام حیدری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:52

تجربه. یا اولین تجربه که چیزی که اونجا فهمیدم این بود که شما توی کارورزی تجربه نکنید. مجبور . یا محکی که سرکلاس درست تجربه کنی. اولین چیزی که برای من حاصل شد که من کارورزی هامو جدی نگرفتم با امین که خیلی جدی تر از بقیه دوستام بودم ولی با این حال حسن می کنم. وقت کمی برای کارورزی خودم گذاشتم. نه برای گزارش نوشتنام خوب ولی حرف روی اول تجربیات عملی کاروری بخش بعدی این بود که ما یک بخش دیگر از لحاظ علادامه مطلب

برچسب: محمد,یوسفی,دبیر,فیزیک,سابقه, نویسنده: پرهام حیدری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:52

او را خواستم و بعد از صحبت هایی (نه در باب سرقت)از او درخواست کردم که مسئول بوفه مدرسه شود و دستمزدش هم این است که هر زنگ میتواند یکی از خوراکی ها را بخورد. رفتار دزدی از کیف دیگران در او اصلاح شد ودیگر گزارشی دریافت نشد. در پایان سال از او پرسیدم که دلیل آن دزدی ها چه بود؟ او جواب داد که به دلیل فقر در خانه اغلب گرسنه است و در مدسه هم چیزی برای خوردن پیدا نمی کرد و مجبور به دزدی از بقیه می شد. اادامه مطلب

برچسب: دزدی,سرقت,دانش,آموز, نویسنده: پرهام حیدری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:52

*تجربه شماره2:هدف از این کار در این تجربه بهبود حافظه ی دیداری و شنیداری و افزایش نسبی اعتماد به نفس در دانش آموزان است. به این صورت دانش آموزی که نمره ی املای آن به نسبت از بقیه کمتر می باشد به جلو و کنار تخته سیاه می آید.سپس به تعداد هر یک از دانش آموزان یک کلمه بر روی تخته نوشته شده به این صورت که هر دانش آموز خود یه کلمه است.سپس معلم اسم یکی از کلمات را نام می برد و آن دانش آموز بر اساس نامی ادامه مطلب

برچسب: تجربه,دبیرمحترم,جناب,آقای,رحمت,محمودجانلو, نویسنده: پرهام حیدری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:52

من بعد از چند دقیقه صحبت از او خواستم که جانشین من در حیاط و در ورودی باشد. با توجه به این که یکی از مشکلات این دانش آموز دیر آمدن و زود رفتن و به نوعی فرار از مدرسه بود دادن این مسئولیت به او موجب شده بود که دانش آموز منظبطی شود و حتی به صورتی شده بود که اگر میخواست دیر بیاید یا نیاید از قبل به من اطلاع می داد و همانطور که از او خواسته بودم هر روز لیست کسانی که دیر آمده بودند را به من می داد. اینادامه مطلب

برچسب: دانش,آموز, نویسنده: پرهام حیدری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:52

اما شیرین ترین دوران بر می گرده به اوایل دوران خدمتم در مقطع ابتدایی واقعا دوران شیرینیست برای بچه ها و لذتی که ما اون موقع از دوران ابتدایی از یاد دادن و اموزش می گرفتیم هنوز هم به یادگار برای ما مونده یادمه که یکی از دانش آموزان که الان جزو قهرمانای ما هستش بچه ی گوشه گیر و کم کار بود و یک مقدار وزنشم بالا بود و ما امدیم با خانواده صحبت کردیم و یکسری بازخوردهایی دادیم و او را سرگروه ورزشی کردادامه مطلب

برچسب: دانش,آموز,منزوی, نویسنده: پرهام حیدری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:52

معلممان داشت حرف میزد که من هم توجهی بهش نداشتم. داشتم با بغل دستی ام درسِ زنگ بعد را میخواندم. یک لحظه معلممان گفت: من یک حرف میخوام بزنم و میخوام که همه گوش کنن. منم با خودم گفتم: ما که گوشمون از این حرف ها پُره؛ بذار این بار گوش کنیم ببینیم چی میگه. معلممون گفت: بچه ما در اذان داریم که "حی علی الصلاة" یعنی بشتابید به سوی نماز... یعنی خدا با اون همه عظمتش میگه بیا پیشم تا به سعادت برسی. منی که تادامه مطلب

برچسب: نماز,خوان, نویسنده: پرهام حیدری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:52

در سال اول بنده معلم پایه چهارم شده بودم با 16 دانش آموز مختلط بودند از بچه های ترکمن ، در بین این بچه ها یه دختر بچه بود به نام فاطمه خانم این دانش آموز درس خون ومودب و با نظافت در حد دانش آموز مطلوب بود سال چهارم که تموم کرده بود در سال 76 برای پایه پنجم زمانی که رفتیم مهر ماه مدرسه دیدیم این دانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام حیدری تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 2:31

بنابراین معلم پایه اول باید خیلی حواسش را در مقابل دانش اموز پایه اول جمع کند. دانش اموزان بایکدیگر تفاوت دارند بعضی ها باهوش اند بعضی ها تنبل و بعضی ها هم اختلال یادگیری دارند ، بعضی از دانش اموزان مشکلات جسمی دارند یعنی بعضی ها بیماری خاص جسمی دارند که بسیار خطرناک است و معلم باید از دانش اموزی کهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام حیدری تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 2:31

خاطرات که فراوان است اما یکی از خاطرات که مربوط به اول خدمتم می شود در شهرستان مینو دشت به نظر من زیباترین خاطره شاید باشد اینکه ما در سال 1375 به منطقه ی مینو دشت رفته بودیم در روستایی به نام جیغ زمین. اونجا بچه های روستا مدرسه نداشتند و توی زیر زمین ساختمان مسجد درس می خواندند و ما در انجا به عنوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام حیدری تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 2:31

یکی از خاطره هایی که در این دوره دارم بنابر پیشرفت تکنولوژی و فناوری و این سبک موبایل و گوشی و تبلت بچه ها بوده است. یکی از روش هایی که در کلاس اعمال کردیم و خیلی جالب بوده روشی بود که با استفاده از یک سری بازی های رایانه ای به شگرد پیدا کردن اشیای گمشده در تصویر با کمک قلم های نوری یا تکنولوژی هوشمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرهام حیدری تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 2:31

صفحه بندی